الشيخ البهائي العاملي
شرح زندگى 12
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )
صاحب تاريخ عالم آراى عباسى ميگويد كه وى پس از فوت سيد على منشار ، منصب شيخ الاسلامى و وكالت حلاليات و تصدى امور شرعى اصفهان يافت ، مدتى بود تا شوق كعبه و بازگشت درويشى غلبه كرد و با درويشان سفر كرد و مدتى در عراق عرب و شام و مصر و بيت المقدس مىگشت و در سفر به خدمت دانشمندان و صوفيه رسيد . و سپس ميگويد : اكنون در عالم ظاهر و باطن سرآمد روزگارست و هميشه از ملتزمين ركاب شاه عباس بشمار ميرود و در سفر و حضر با اوست و در شعر مخصوصا مثنوى بروش ملاى روم زبردستست . . . » اين مطالب را صاحب تاريخ عالم آراء در سال 1025 هجرى قمرى نوشته است و نشان ميدهد كه در اين سال شيخ در اصفهان بوده است و تقريبا مسافرتهاى وى خاتمه يافته است و ممكن است فقط گاهگاهى بمسافرتهاى كوچكى همراه شاه عباس ميرفته است . و گويا در اواخر عمر سفرى بحجاز كرده زيرا شاگرد وى سيد عز الدين حسين بن سيد حيدر كركى عاملى نوشته است كه در بازگشت از سفر حج رحلت كرد . صاحب روضات الجنات از قول سيد عز الدين حسين كركى دربارهى برخى از مسافرتهاى شيخ چنين نوشته است كه او فاضلترين مردم روزگار بود ، بلكه در پارهيى از دانشها يگانه بود و بتصوف ميل بسيار داشت ، نزديك چهل سال در خدمت او بودم و در سفر و حضر با او مىزيستم و با او به زيارت ائمهى عراق رفتيم و در بغداد و كاظمين و نجف و كربلا و عسكريين احاديث بسيار برو خواندم و در اين سفر همهء كتابهاى فقه و حديث و تفسير و جز آن را به من اجازت داد ، و در سفر زيارت مشهد رضا عليه السّلام با او بودم و اين سفرى بود كه با شاه عباس پياده بمشهد رفت